عشق در مربوط به انتظار حرف می نشیند تا چشم هایت را باز کنی و در این هنگام به نفس نفس خواهد افتاد تمام برگ های زمانه .می شود بازهم به این مربوط به انتظار حرف پایان داد ، اما به لذت مربوط به انتهای حرف ش کمی نمی ارزد.
انتها در مربوط به انتظار حرف نمی نشیند، پلک ها فرصت می دهند مربوط به انتظار حرف را. به سختی ابتدا می شود این داستان هر روزه من. می خواهم سال ها بنویسم از این مربوط به انتظار حرف ، این اجبار اما بازهم چشم هایت به خواب می روند. نگاه تو که نباشد، من را چه به این راه پر پیچ و خم.
برچسب:
نویسنده: پرنیا اسماعیلی