خرید بک لینک

زیبای من ٬نگاهت را از من بگیر که همچنان مست می خوانَدَم آن دوست محتسب. بگذار دست هایم به سان برف نا به هنگام بهاری انتهای قدم هایت را در آغوش بکشد ٬ آب شود.تو همچنان این سپیدی هارا به نوازشی هرچند کوچک مهمان کن و یقین بدار من بازهم تشنه ام.

یارخوش عهدمن٬ شکستن های مداوم عهدهارا نادیده بگیر ٬ که بیش از پیش کشتی عطوفت تو اقیانوس های سخاوت را طی می کند. باور کن روزها به نداشتنت فکر کرده ام و می دانم از نبودت برای سالها شکست خواهم خورد.من به بودنت عادت کر... نه٬ من به نفس کشیدنت روزها را به شب می رسانم.

برچسب: نویسنده: پرنیا اسماعیلی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:34

صفحه بندی