اوازه ی خوشبختیت دنیارا پر کرده است.نمی فهمم!مگر تو نبودی که می گفتی با من خوشبخت شده ای؟اما حالا که مرا نداری چگونه؟؟؟یادت هست هزار دلیل می اوردی که ما برای هم ساخته شده ایم،می دانستم دروغ می گویی!ما برای هم ساخته نشده بودیم فقط من برای تو ویران شدم.باید جایزه نقش اول دورویی رابه تو بدهند.برازنده ات است.چرا سکوت کرده ای؟؟؟توکه همیشه حرف برای گفتن و نماندن داشتی.نکند هنوز برداشت اخر مانده است. برداشت اخر:صدای پای تو که می روی،صدای پای مرگ که می اید،دیگر چیزی را نمی شنوم.چطوربود؟حسابی دل ادم ها را به درد می اورد.ان وقت همه می فهمند پشت ان نقاب چه پنهان شده.ایا هنوز هم می گویی ما برای هم ساخته شده ایم؟من که اینطور فکر نمیکنم...
برچسب:
نویسنده: پرنیا اسماعیلی