من معلّم هستم
هرشب از آينه ها میپرسم:
به کدامين شيوه؟
وسعت ياد خدا را
بکشانم به کلاس؟
بچه ها را ببرم تا لب درياچه ی عشق؟
غرق دریای تفکر بکنم؟
با تبسم يا اخم؟
من معلم هستم
نيمکتها نفس گرم قدمهای مرا میفهمند
بالهای قلم و تخته سياه
رمز پرواز مرا میدانند
سيب ها دست مرا میخوانند...
من معلم هستم
درد فهميدن و فهماندن و مفهوم شدن
همگی مال من است.
برچسب: خودم,خودمونی,خودم را دوست دارم,خودمو تو گل میپلکونم,خودم تنها تنها دلم,خودموني,خودمختاری کردستان سوریه,خودمختاری,خودمونی ها,خودم كردم كه لعنت,
نویسنده: پرنیا اسماعیلی