دیوانه وار - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 14:38
روزی خواهد رسید که تو دیوانه وار در پی مردانگی هایم بارها به زمین خواهی خورد آن روز دست به عصای تزویر نزن به دنبال خودت باش تا بازهم بشنوی ببینی بخوانی وحس کنی تمام فریاد های سکوتم را بی دل برچسبها: بی دل , تزویر , دیوانه وار , سکوت , فریاد
ستاره ها - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 14:38
کشتند ستاره ها را انکار نشد دیدند مناره ها را پربار نشد *** هر روز به هزار ویک دلیل مارا دیوانه زدند نام و این بار نشد *** دیروز گرگان سیاه معلمی را به چنگال گرفتند و فداکار نشد *** امروز همه سیلی از این گل هارا فریاد کشیدند بر ما و پدیدار نشد بی دل برچسبها: بی دل , ستاره ها , دیوانه , معلم , گرگان
بزرگ شو - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 14:38
بزرگ شو دوست من.دقیقا تا کی می خواهی به این بازی های بچه گانه ادامه دهی؟کمی سقف دیدگاهت را بلندتر کن.خوب ببین داشته ها و نداشته هایت را ، ارزش ها و بی ارزش هارا.جنگیدن بد نیست اما نه برای باختن ، نه برای چند فکر بی ارزش و نه برای ابراز وجود. ساکت ، فریاد نکش... با فریاد کشیدن و دست بلند کردن نه بزرگ...
غرش بنفشه ها - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 14:38
دوستمان بدار دوستمان بدار ای سبزی زمانه تاریک ای گم شده ی روزهای التهاب ای هم نشین تنهایی های اختر غرش بنفشه ها نزدیک تر می شود فحش ها لوح هارا سیاه می کنند ریش ها در پشت ناسزاها پنهان می شوند و همه چیز کثیف می شود اما... دوستمان بدار بی دل برچسبها: بی دل , بنفشه , غرش , سبزه ها , اختر
خدای شهر - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 14:38
تو آن نخل خاک های سرخی که عظمت نگاهت کارون و اروند را به بازی گرفت عمری رستم بودی زیر آتش کینه ها تو خدای شهر خاکی ات بودی آه از نبودن نگاهت کنار نخل های یتیم شده آه از غرش وحشیانه توپ ها مرد بی ادعای خط ها ای جهانم آراسته ی نگاه مغرورت شهر آزاد گشته بی دل برچسبها: بی دل , خدای شهر , رستم , بی ادعا ...
قضاوت - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 2:49
اهای ادم ها,بویی از انسانیت به مشامتان خورده است؟همه خوب می دانیم نباید زود قضاوت کرد,اما ذره ای به گفته هایمان جامه عمل نمی پوشانیم.درمدرسه یادمان دادند قضاوت کار هرکسی نیست,اما هیچ وقت خودشان به ان عمل نکردند.پرسشی دارم زدانشمند مجلس بازپرس...توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند؟ای حافظ کاش خامو...
شروع یا پایان - تاریخ: 1395/9/2 ساعت: 1:04
امان از ذهن پر اشوب من.لحظه ای درنگ هم خوب است اما دست بردار نیست.تو که سر جنگ داشتی با دل حال چه شده رفیق گرمابه و گلستانت صدایش می کنی.کم خاطره ها را خط بزن و دور بریز من نمی توانم گذر کنم از رویاهایم.می دانم, خوب نگفته هایت را می دانم.قبول دارم تا به امروز سکوت کرده ای و دم نزدی اما حالا چرا؟دیر ...
بی دل نوشت - تاریخ: 1395/9/2 ساعت: 1:04
بی دل نوشت,انگار کسی بیخ گلویش را گرفته بود.بی دل حرف نزد تاسیگار ها خشک نشوند.بی دل لب نگشود تا خودکار جوهرش را خرج کند.به نوشته هایش نخندید.به قول فلانی خودکار من قدیمی است گاهی نمی نویسد,یک مارک بی خریدار...سیگار پشت سیگار.در دل نوشته ها که خوب جستجو کنی یک من دست هایش نمایان است.یک من به زانو در...
تهوع - تاریخ: 1395/9/2 ساعت: 1:04
نوشته های تکراری بی دل دیگر بوی نا گرفته است.این مغز نا ندارد برای بالا اورد نوشته هایش روی کاغذ.تهوع همیشه بد نیست,گاهی اوقات برای اعتراف هایی که می شنوی نیاز است.خیلی شیک و ترو تمیز با چشم های میخ شده در شاخ های نامریی روی سرت دروغ هایشان را به خوردت می دهند,اما نمی دانند تو به وقت نیاز به تهوع خو...
انسان بمان - تاریخ: 1395/9/2 ساعت: 1:04
این روزها ان چنان غرق در امدو شد های بی دلیل زندگی شده ایم که فراموش کرده ایم انسان بودن نیاز به سگ دو زدن ندارد.ادم بودن یک انگ بزرگ است که باید ازخود دور کنیم.انسان شدن لیاقت می خواهد,صبوری مردو لطافت زن می خواهد.مگر می شودهردو را در یک روح یافت؟اری,چرا نشود.درست زمانی که کنترل چشم هایت را داشته ب...
یوسف - تاریخ: 1395/9/2 ساعت: 1:04
بوی خوش رهایی را با تمام وجود درک می کنم.وقتی به روزهای سخت گذشته می نگرم صدای دلنشینی در ذهنم سودای ازادی سر می دهد.بی دل اکنون جهانش را با تک شعاع نوری باریک هم سو می داند.نمی دانم این نور از کجا به سیاهی روزهایم نفوذ کرده,اصلا هم اهمیتی ندارد بدانم منبع الهام بخش این نور کجاست.تنها روشنی نمایان ش...
صندلی ها - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 7:21
بازهم در کافه ای اشنا نشسته ام.صدای اهنگ...چه زیباست اندوه تو...چای لبریز در فنجان که بوی تلخی سرد بودنش مشامم را به اغوش کشیده...پاکت سیگار دایم چشمک می زند و این سینه را حکم معدومی می زند.وبازهم صدای اهنگ...وای که این واژه ها...ملکه ذهنم شده.دخترو پسری رو به روی هم مشق عشق می کنند و صندلی ها التما...
جاودانگی - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 7:20
دل به عبور از این ثانیه ها می سپارم تا شاید ان راه نمایان شود.ای استاد بس کن,کم پرو بال به بحث هایت بده.بی دل در پی جاودانگیست...نه,نه کمی صبر کنید,باز قضاوت کردید؟جاودانگی در نوشته هایم را می گویم نه در زمان.ای اب حیات اساطیر زمین که همواره سرابی بیش نبوده ای,من به حیات در نوشته هایم خواهم رسید یا ...
امید من - تاریخ: 1395/8/13 ساعت: 13:48
درست وقتی شروع به چیدن کلمات با این موضوع می کنم تمام ناامیدی های روزگار بر سرم میریزند و باغ امید مرا سرما فرا می گیرد.اما چه کنیم گاهی اوقات یک امید درقالب یک روح با بوی عطر رضوانی اش گرما را باتمام توانش به گلزارم برمیگرداند.ای روح اشنا در ذهنم که تمام بدبیاری های مرا تسکینی مرا ببخش که درخشش پر ...
نظر - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 19:04
دوستان عزیزی که بسیار لطف دارید به بنده و واقعا لطفتون قابل جبران نیست و همیشه در سدد جبران الطاف گرم شما خواهم بود,ممنون میشم نظرتون رو دررابطه با متن نوشته شده در قسمت درباره وبلاگ بنویسید.بسیار مشتاق دیدن نظراتتون هستم. خاک پای همتون. بی دل
روزهای سخت - تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 15:36
روزهای سخت در زندگی هرکسی به طور خاصی معنا می شود.در زندگی من به شدت طاقت فرسا و کمر شکنند این روزها تاجایی که اتمام روز خودش تولدی دیگراست .دوشادوش این روزها در حرکتم و حتی زمانی که روزگار بلند قدی می کند پاهایم را به انگشتان می رسانم.خلاصه کم نمی اورم اما ای دل غافل این منم که روزهای زندگی ام را خ...
رابطه ها - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 13:55
چه روزهایی بود.ان زمان فکرو ذکر مسابقات بود و شب ها خواب قهرمانی می دیدم.ان موقع ها هنوز نفهمیده بودم رابطه ها از استعداد ها قوی ترند.استعداد تو به راحتی نادیده گرفته خواهدشد اگر رابطه ای نباشد اگر پولی در جیب نداشته باشی.اما ما که در جریان نبودیم و فقط پاهایمان را خرج پیشرفت می کردیم.استعدادها مرد ...
یک سری از حرف ها - تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 0:47
یک سری از حرف ها روح ادم را می شکند و اصلا هم اهمیتی ندارد از زبان که جاری شود.تنها نکته مهم مبدا حرف هاست که شوربختانه برای من همواره از مبدا زندگی بوده.کلمات یا جملات یا حتی معنی نزدیک این حرف ها چندان اهمیتی ندارند البته برای تو.چیزی که مهم است توصیف لحظات با شنیدن این حرف هاست.روح یک انسان وقتی ...
بعضی ها - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 4:25
گاهی اوقات بعضی ها می ایند که فقط امده باشند درست مثل رفع تکلیف.درست شبیه کسی که نمازش را سریع می خواند تا مشتری جلوی مغازه اش را ازدست ندهد.این بعضی ها خطرناک اند.نه ظاهرا بلکه در پس پرده چنان برنامه هایی دارند که حتی سر سوزنی نمی توانی پی ببری. بترس ازاین بعضی ها و بدان همیشه باید این هارا به هیچ ...
اخرین خالی - تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 17:10
اخرین رگ هم خشکید زمانی که تنهایی را با تمام وجودم درک کردم.دیگر خون جریانش بریده و همه چیز شده دود.با بند بند وجودم این خالی بودن را فهمیده ام.خالی از سراغاز،خالی از دلهره و حتی خالی از پایان.خالی را خوب درک کن،بفهم دیگر عذاب از درد نیست از درمان نا تمام است.چقدر این سکوت سنگین شده برای من در گوشه ...

برچسب‌های مرتبط

قضاوت ممنوع | قضاوت نکنیم | دلنوشته بی مهری | دل نوشته بی تفاوتی | دل نوشته بی خوابی | تهوع سارتر | تهوع بارداری | انسان بمانیم | انسان بمان | یوسف تیموری